محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6196
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نجوبه نامه نوشت و مالى خواست كه به ياران خويش دهد ، ابن طاهر دستور داد سه هزار دينار براى پرداخت به ياران نجوبه به اردوگاه حسين فرستاده شود . مالى به نزد حسين فرستادند با طوقها و بازو بندها و جايزه ها براى كسانى كه در پيكار ، سخت كوشى كرده باشند . به حسين وعده داده بودند چندان مرد به كمك او فرستند كه سپاهش ده هزار تمام شود . در بارهء انجام اين وعده نامه نوشت كه دستور داد ابى السنا ، محمد بن عبدوس غنوى و جحاف بن سوار را با هزار سوار و پياده از مردم ملطيه و سپاهيانى كه از گروههاى مختلف انتخاب شده بود بفرستند كه دو روز مانده از جمادى الاول جيره هاشان را گرفتند و با ابو السناء و جحاف از كنار نهر كرخايا تا محول و از آنجا تا دمم رفتند . حسين با سپاه خويش ، در محلى معروف ( 322 به قطيعه فرود آمد كه وسيع بود و گنجايش آن سپاه را داشت ، آن روز را در آنجا بماند ، آنگاه تصميم گرفت از آنجا به نزديك انبار رود . رشيد و سرداران به دو گفتند سپاه خويش را در آن محل نگه دارد كه وسعت داشت و محفوظ بود و او و سردارانش با سواران نخبه برود ، اگر كار به سود وى بود تواند كه سپاه خويش را ببرد و اگر به زيان وى بود سوى سپاه خويش عقب مىنشيند و به طرف دشمن باز مىرود ، اما اين راى را نپذيرفت و وادارشان كرد از محل خويش حركت كنند ، كه روان شدند . ميان دو محل دو فرسنگ بود يا نزديك بدان . وقتى به جايى رسيدند كه حسين قصد فرود آمدن داشته بود كسان را بگفت تا فرود آيند . جاسوسان تركان در سپاه حسين بودند كه به نزد ايشان رفتند و از آمدن حسين خبرشان دادند و اين كه سپاه در جايى فرود آمده كه در تنگناست .